|
مســـــــــــــــــافـــــــر تنـــهــا
|
دفتري گر بنويسند ز خوبان جهان تو به سر دفتر خوبان جهان فهرستي باز هم ثانيه ها اسم تورا جار زدند دقايق همه امشب به تو تکرار زدند سکوتي که دراين عقربها ميچرخيد نکند در دل تو اسم مرا دار زدند نگو بار گران بوديم و رفتيم نگو نامهربان بوديم و رفتيم آخه اينها دليل محکمي نيست بگو با ديگران بوديم و رفتيم تو مپندار که از عشق تو دل برگيرم ترک روي تو کنم دلبر ديگر گيرم بعد صد سال اگر از سر قبرم گذري من کفن پاره کنم عشق تو از سر گيرم روزگاريست که همه عرض بدن مي خواهند همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند گرگهايي که لباس پدري مي پوشند خوب طبيعيست که يک روز به پايان برسد عشقهايي که سر پيچ خيابان برسد کاش هرگز در محبت شک نبود از برگ گل نازکتري ................. از هر چه گويم بهتري خوبان فراوان ديده ام .................... اما تو چيز ديگري اي نگاهت رونق فرداي من ................ در تو معنا مي شود دنياي من عاشق آن نيست که عشق تکه کلامش باشد عاشق آن است که وفاداري مرامش باشد فقط امشب تو راسوگند [ 1388/9/11 ] [ <-PostTime-> ] [ ]
[ نظر (2) ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |