|
مســـــــــــــــــافـــــــر تنـــهــا
|
گفتی که امشب اومدم بهت بگم باید برم
گفتی می خوام بهت بگم همین روزا مسافرم "باید برم" برای تو فقط یه حرف ساده بود کاشکی می دیدی قلب من به زیر پات افتاده بود شاید گناه تو نبود شاید که تقصیر منه شاید که این عاقبت این جوری عاشق شدنه ![]() سفر همیشه قصه ی رفتن و دلتنگیه به من نگو جدایی هم قسمتی از زندگیه همیشه یک نفر میره آدم و تنها می ذاره میره یه دنیا خاطره پشت سرش جا می ذاره همیشه یک دل غریب یه گوشه تنها می مونه یکی مسافر و یکی این وره دنیا می مونه دلم نمیاد که بگم به خاطر دلم بمون اما بدون با رفتنت از تن خستم میره جون بمون برای کوچه ای که بی تو لبریزه غمه ابری تر از آسمونش ابرای چشمای منه سفر همیشه قصه ی رفتن و دلتنگیه به من نگو جدایی هم قسمتی از زندگیه همیشه یک نفر میره آدم و تنها می ذاره میره یه دنیا خاطره پشت سرش جا می ذاره همیشه یک دل غریب یه گوشه تنها می مونه یکی مسافر و یکی این وره دنیا می مونه دلم نمیاد که بگم به خاطر دلم بمون اما بدون با رفتنت از تن خستم میره جون بمون واسه خونه ای که محتاج عطر تن توست بمون واسه پنجره ای که عاشق دیدن توست ! بمون برای کوچه ای که بی تو لبریزه غمه ابری تر از آسمونش ابرای چشمای منه بمون واسه خونه ای که محتاج عطر تن توست بمون واسه پنجره ای که عاشق دیدن توست ! بمون برای کوچه ای که بی تو لبریزه غمه ابری تر از آسمونش ابرای چشمای منه [ 1390/9/19 ] [ <-PostTime-> ] [ ]
[ نظر (4) ]
میون یه دشت لخت زیر خورشید
کویر [ 1390/8/15 ] [ <-PostTime-> ] [ ]
[ نظر دهيد ]
كاش در جانم شراب عشق باد ؛ خانه جانم خراب عشق باد هركجا عشق آيد و ساكن شود ؛ هرچه ناممكن بود ممكن شود ***** عشق يعني دل تپيدن بهر دوست ؛ عشق يعني جان من قربان اوست عشق يعني خواندن از چشمان او ؛ حرفهاي دل بدون گفتگو عشق يعني عاشق بي زحمتي ؛ عشق يعني بوسه بي شهوتي عشق ، يار مهربان زندگي ؛ بادبان و نردبان زندگي عشق يعني دشت گلكاري شده ؛ در كويري چشمه اي جاري شده يك شقايق در ميان دشت خار ؛
باور امكان با يك گل بهار ![]() [ 1388/10/8 ] [ <-PostTime-> ] [ ]
[ نظر دهيد ]
آدما از آدما زود سير مي شن آدما از عشق هم دلگير مي شن آدما رو عشقشون پا مي ذارن آدما آدمو تنها مي ذارن منو ديگه نمي خواي خوب مي دونم تو كتاب دلت اينو مي خونم ***** يادته اون عشق رسوا يادته اون همه ديوونگي ها يادته تو مي گفتي كه گناه مقدسه اول و آخر هر عشق هوسه آدما آخ آدماي روزگار چي مي مونه از شماها يادگار ***** ديگه از بگو مگو خسته شدم من از اون قلب دو رو خسته شدم نمي خواي بموني توي اين خونه چشم تو دنبال چشماي اونه همه ي حرفاي تو يك بهونه ست اون جهنمي كه مي گن اين خونه ست [ 1388/10/2 ] [ <-PostTime-> ] [ ]
[ نظر (1) ]
دفتري گر بنويسند ز خوبان جهان تو به سر دفتر خوبان جهان فهرستي باز هم ثانيه ها اسم تورا جار زدند دقايق همه امشب به تو تکرار زدند سکوتي که دراين عقربها ميچرخيد نکند در دل تو اسم مرا دار زدند نگو بار گران بوديم و رفتيم نگو نامهربان بوديم و رفتيم آخه اينها دليل محکمي نيست بگو با ديگران بوديم و رفتيم تو مپندار که از عشق تو دل برگيرم ترک روي تو کنم دلبر ديگر گيرم بعد صد سال اگر از سر قبرم گذري من کفن پاره کنم عشق تو از سر گيرم روزگاريست که همه عرض بدن مي خواهند همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند گرگهايي که لباس پدري مي پوشند خوب طبيعيست که يک روز به پايان برسد عشقهايي که سر پيچ خيابان برسد کاش هرگز در محبت شک نبود از برگ گل نازکتري ................. از هر چه گويم بهتري خوبان فراوان ديده ام .................... اما تو چيز ديگري اي نگاهت رونق فرداي من ................ در تو معنا مي شود دنياي من عاشق آن نيست که عشق تکه کلامش باشد عاشق آن است که وفاداري مرامش باشد فقط امشب تو راسوگند [ 1388/9/11 ] [ <-PostTime-> ] [ ]
[ نظر (2) ]
r دفتر عشـــق كه بسته شـد [ 1388/9/6 ] [ <-PostTime-> ] [ ]
[ نظر (1) ]
دست عشق از دامن دل دور باد!
-نه! [ 1388/9/4 ] [ <-PostTime-> ] [ ]
[ نظر (5) ]
[ 1388/9/1 ] [ <-PostTime-> ] [ ]
[ نظر دهيد ]
![]() مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــحســــــــــــــــن یـــــــــگــــــــــانــــــــــــــه نفس های بی هدف آخه دل من نخواستم ادامه مطلب [ 1388/8/10 ] [ <-PostTime-> ] [ ]
[ نظر (6) ]
[ 1388/8/9 ] [ <-PostTime-> ] [ ]
[ نظر دهيد ]
کامل ترين آرشيو تک آهنگ ها و آلبوم هاي محسن يگانه آلبوم سال کبيسه:
آلبوم وقتي رفتي:
آلبوم آخه دل من: [ 1388/8/9 ] [ <-PostTime-> ] [ ]
[ نظر دهيد ]
بیوگرافی محسن یگانه از زبان خودش:
|
||
|

وطن! وطن! نظر فکن به من که من
به هر کجا، غریبوار که زیر آسمان دیگری غنودهام
همیشه با تو بودهام همیشه با تو بودهام
اگر که حال پرسیام تو نیک میشناسیام من از درون قصهها و غصهها برآمدم<!--[if !supportLineBreakNewLine]-->
<!--[endif]-->
حکایت هزار شاه با گدا
حدیث عشق ناتمام آن شبان به دختر سیاه چشم کدخدا
ز پشت دود کشتهای سوخته درون کومه های سیاه
ز پیش شعلههای کورهها و کارگاه
تنم ز رنج، عطر و بو گرفته است
رخم به سیلی زمانه خو گرفته است
اگر چه در نگاه اعتنای کس نبودهام یکی ز چهرههای بیشمار تودهام
<!--[if !supportLineBreakNewLine]--><!--[endif]-->
چه غمگنانه سالها که بالها زدم به روی بحر بیکنارهات
که در خروش آمدی به جنب و جوش آمدی
به اوج رفت موجهای تو که یاد باد اوجهای تو
<!--[if !supportLineBreakNewLine]-->
<!--[endif]-->
در آن میان که جز خطر نبود
مرا به تختهپارهها نظر نبود
نبودم از کسان که رنگ و آب دل ربودشان به گودهای هول
بسی صدف گشودهام
گهر ز کام مرگ در ربودهام
بدان امید تا که تو دهان و دست را رها کنی
دری ز عشق بر بهشت این زمین دل فسرده واکنی
به بند ماندهام شکنجه دیدهام
سپیده هر سپیده جان سپردهام
هزار تهمت و دروغ و ناروا شنودهام
اگر تو پوششی پلید یافتی
ستایش من از پلید پیرهن نبود
نه جامه، جان پاک انقلاب را ستودهام
<!--[if !supportLineBreakNewLine]--><!--[endif]-->
کنون اگر که خنجری میان کتف خستهام
اگر که ایستادهام و یا ز پا فتادهام
برای تو، به راه تو شکستهام
اگر میان سنگهای آسیا چو دانههای سودهام
ولی هنوز گندمم غذا و قوت مردمم
همانم آن یگانهای که بودهام
سپاه عشق در پی است شرار و شور کار ساز با وی است
دریچههای قلب باز کن سرود شب شکاف آن ز چار سوی این جهان
کنون به گوش میرسد من این سرود ناشنیده را به خون خود سرودهام
نبود و بود برزگر را چه باک اگر برآید از زمین
هر آنچ او به سالیان فشانده یا نشانده است
وطن! وطن! تو سبز جاودان بمان که من پرندهای مهاجرم که از فراز باغ با صفای تو
به دوردست مه گرفته پر گشودهام


صبح که از خواب بيدار شدي،نگاهت مي کردم؛و امیدوار بودم که با من حرف بزني،حتي براي چند کلمه
،نظرم را بپرسي يا براي اتفاق خوبي که ديروز در زندگي ات افتاد،از من تشکر کني.
اما متوجه شدم که خيلي مشغولي،مشغول انتخاب لباسي که مي خواستي بپوشي.
وقتي داشتي اين طرف و آن طرف مي دويدي تا حاضر شوي فکر میکردم چند دقيقه اي وقت داري که
بايستي و به من بگويي:سلام؛اما تو خيلي مشغول بودي.يک بار مجبور شدي منتظر بشوي و برای مدت
يک ربع کاري نداشتي جز آنکه روي يک صندلي بنشيني. بعد ديدمت که از جا پريدي. خیال کردم
مي خواهي با من صحبت کني؛اما به طرف تلفن دويدي و در عوض به دوستت تلفن کردي تا از آخرين
شايعات با خبر شوي. تمام روز با صبوري منتظرت بودم. با اونهمه کارهاي مختلف گمان مي کنم که اصلا
وقت نداشتي بامن حرف بزني. متوجه شدم.

قبل از نهار هي دور و برت را نگاه مي کني،شايد چون خجالت مي کشيدي که با من حرف بزني،سرت را
به سوي من خم نکردي. تو به خانه رفتي و به نظر مي رسيد که هنوز خيلي کارها براي انجام دادن داري
بعد از انجام دادن چند کار،تلويزيون را روشن کردی. نمیدانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن
چيزهاي زيادي نشان مي دهند و تو هر روز مدت زيادي از روزت را جلوي آن میگذرانی در حالی که
درباره هيچ چيز فکر نمي کني و فقط از برنامه هايش لذت مي بري... باز هم صبورانه انتظارت را
کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه میکردی شام میخوردی. و باز هم با من صحبت نکردی.
موقع خواب... فکر میکنم خیلی خسته بودی. بعد از آن که به اعضای خوانواده ات شب به خیر گفتی به
به رختخواب رفتي و فوراً به خواب رفتي.اشکالي ندارد.احتمالاً متوجه نشدي که من همیشه در کنارت
و برای کمک به تو آماده ام. من صبورم بیش از آنچه تو فکرش را میکنی. حتی دلم میخواهد یادت بدهم
که تو چطور با دیگران صبور باشی. من آنقدر دوستت دارم که هرروز منتظرت هستم.
منتظر يک سر تکان دادن،دعا،فکر،يا گوشه اي از قلبت که متشکر باشد.
خيلي سخت است که يک مکالمه يک طرفه داشته باشي.خوب،من باز هم منتظرت هستم. سراسر پر
از عشق تو... به امید آنکه شاید امروز کمی هم به من وقت دهی.
آيا وقت داري که اين را براي کس ديگري هم بفرستي؟ اگر نه،عیبی ندارد میفهمم و هنوز هم دوستت
دارم. روز خوبی داشته باشی...
دوست و دوستدارت:خدا
فقط میتونم بگم : خدا جونم دوست دارم اندازه ی خودت.

نرم افزار بسیار مفید برای این ماه مبارک به نام دانستنیهای رمضان ( رمضانیه ) با فرمت جاوا که بر روی اکثر گوشی ها قابل نصب است .

کتاب دانستنیهای ماه مبارک رمضان
این نرم افزار شامل مطالب زیر است :
۱- خطبه شعبانیه
۲- رمضان در مفاتیح الجنان
۳- احکام روزه مطابق با فتوای مرحوم امام خمینی (ره )
۴- روزه از نظر قرآن کریم
۵- چهل حدیث
۶- توصیه های بهداشتی در ماه مبارک رمضان
۷- آداب و شرایط روزه
۸- فلسفه و حکمت روزه
۹- مناسبتهای ماه مبارک رمضان
۱۰- چهل داستان از امام حسن مجتبی علیه السلام
۱۱- چهل حدیث گهربار منتخب از امام حسن مجتبی علیه السلام
۱۲- تفسیر سوره قدر از تفسیر المیزان
۱۳- آخرین برگ از زندگی حضرت علی علیه السلام
۱۴- ضربه ابن مجلم
۱۵- زمان و مکان و چگونگی شهادت حضرت علی علیه السلام
۱۶- ابن ملجم و انگیزه هایش
۱۷- قطار افسانه یا واقعیت
۱۸- وصیت علی علیه السلام
۱۹- داستانهایی از امام علی علیه السلام
۲۰- اشعار در وصف امیر المومنین علی علیه السلام
۲۱- سی روضه و مصیبت از علی علیه السلام
۲۲- زندگینامه علامه مجلسی
۲۳- وداع با ماه خدا
۲۴- عید سعید فطر
۲۵- وجوب زکات فطره و شرایط آن
۲۶- دعای جوشن کبیر
-.-.-.-.-.–.-.-.-.-.–.-.-.-.-.–.-.-.-.-.-
دانلود فایل click here download
www.lxl.ir :پسوورد
حجم : ۶۰۵ kb
-.-.-.-.-.–.-.-.-.-.–.-.-.-.-.–.-.-.-.-.-

اين سری جديد كدهای موزيك به شرح زير است:
Page 1 كد موزیك يادگاری از پويا بياتی و علی خليلی
كد موزیك گله نكن از بهرام
كد موزیك الهه ناز از استاد بنان
كد موزیك اين دل از آرش
كد موزیك بيكلام ورزشی loard of game بدون كلام بی كلام
كد موزیك ندار از تتلو و طعمه
كد موزیك گزينه جوان از اميد حاجيلی
كد موزیك تقويم سرنوشت از داريوش
كد موزیك عشق من باش از بهنام صفايی
كد موزیك عادت از شادمهر عقيلی
كد موزیك گله از بی باك
كد موزیك دل شكوند از علی اصحابی
كد موزیك آهای تو از بنيامين بهادری
كد موزیك يك لحظه چشمهاتو ببند از گروه 7th band
كد موزیك آره ميدونم از علی نامبر1 و مهران
كد موزیك جز تو از محمد عليزاده
كد موزیك خارجی Another day از گروه Godgory
كد موزیك كره ای جالب
كد موزیك غربت چشمهات از شادمهر
كد موزیك سلام از ستار
كد موزیك يارم بدون از علی عرب
كد موزیك خواب از مهرداد مرادپور
كد موزیك امام زمان عج از امير محمد و عمو پورنگ
كد موزیك دل هوس سبزه و صحرا ندارد از شهرام ناظری
كد موزیك بوی باران از محمد اصفهانی
كد موزیك خارجی In the End از Linkin park
كد موزیك خارجی hush hush از pussycat dolls
كد موزیك summer wine از ویله هرمانی والو
كد موزیك بيكلام بدون كلام باستان بی كلام
كد موزیك تموم شد از بنيامين بهادری 88
كد موزیك وای از اون روز از محسن ياحقی
كد موزیك عشق پرزده از مجتبی اس اچ گروه قيامت باند
كد موزیك تو واسه من از پويا
كد موزیك يادش بخير از بچه های بوم سفيد
كد موزیك بهار دلكش از عليرضا قربانی
كد موزیك تو دنيای عشقی از امير كريمی و مهران فهيمی
كد موزیك خود بالك از ايليسا
««« ادامـــه مــطــلــب »»»
اوپس از سال ها آماده سازی ماجراجویی خود را آغاز کرد ولی از آنجا که افتخار کار را فقط برای خود می خواست تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود شب بلندی های کوه را تمامن در بر گرفت ومرد هیچ چیز را نمی دید همه چیز سایه بود اصلا دید نداشت و ایر روی ماه و ستاره ها را پوشانده بود همانطور از کوه بالا می رفت . چند قدم مانده به قله ی کوه پایش لیز خورد و در حالی که به سرعت سقوط می کرد از کوه پرت شد در حال سقوط فقط لکه ی سیاهی را در مقابل چشمانش می دید . و احساس وحشتناک مکیده شدن بوسیله ی قوه ی جاذبه او را در بر گرفت . همچنان سقوط می کرد و در آن لحظات ترس عظیم همه ی رویدادهای خوب و بد زندگی به یادش می آمد . اکنون فکر می کرد مرگ چقدر به او نزدیک است . ناگهان طناب به دور کمرش محکم شد بدنش میان آسمان وزمین معلق بود و فقط طناب او را نگه داشته بود در این لحظه سکون برایش چاره ای نماند جز انکه فریاد بکشد : " خدایا کمک کن " . ناگهان صدای پر طنینی که از آسمان شنیده می شد جواب داد : " از من چه می خواهی؟

- ای خدا نجاتم بده
-واقعا باور داری که من می توانم نجاتت بدهم ؟؟!
اگرباورداری طناب راکه به کمرت بسته است پاره کن
یک لحظه سکوت ... مرد تصمیم گرفت به طناب بچسبد .
گروه نجات می گوید که روز بعد یک کوه نورد یخ زده را پیدا کردند . بدنش از یک طناب آویزان بود و با دست هایش طناب را محکم گرفته بود . او فقط یک متر از زمین فاصله داشت .
و شما ؟ چقدر به طنابتان وابسته اید ؟ آیا حاضرید آن را رها کنید ؟ در مورد خدا یک چیز را فراموش نکنید هزگز نباید بگویید او شما را فراموش کرده یا تنها گذاشته است ! هرگز فکر نکنید او مراقب شما نیست به یاد داشته باشید او همواره شما را با دست راست خود نگه داشته است .

بی تو طوفان زده ی دشت جنونم
صید افتاده به خونم
توچه زان می گذری غافل از اندوه درونم
بی من از کوچه گذر کردی و رفتی
بی من از شهر سفر کردی و رفتی
قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم
تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم تو ندیدی
نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی
چون در خانه به بستم دگر از پای نشستم
گویی یا زلزله آمد گویی خانه فرو ریخت سرمن
بی تو من در همه ی شهر غریبم
بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدایی
برنخیزد دگر از مرغک پر بسته نوایی
توهمه بود و نبودی تو همه شعرو سروری
چه گریزی ز دل من که زکویت نگریزم
اگر بمیرم زغم دل با تو هر گز نه ستیزم
منو یک لحظه جدایی نتوانم نتوانم
بی تو من زنده نمانم
شعبان كه مه سرور هر مرد و زن است
تابان ز وجود جلوه چهار تن است
هم مولد سجاد و اباالفضل و حسین
هم مولد پاك حجت بن الحسن است



میلاد با سعادت عدالت گستر عالم
بقیة الله،صاحب الزمان حضرت مهدی (عج)
برعموم شیفتگان و پویندگان طریق عشق و ولایت مباركباد
شد امشــــب از فروغ ماهــــرویی آسمـــان روشــــن زمیـــــن روشن زمــــان روشن مکــان و لامکان روشن نظیــــــر مشتــــری و زهـــــره و ناهید، امشــــب شد قــــــــلوب خاکیــــــان و سینه ی افلاکیـــــــان روشن نه تنــــها چشم زهـــــرا (س) و علی (ع) منــــور شد که شد چشم و دل سر حلقــــه ی پیـــغمبران روشن حسن نام و حسن خلق و حسن علم و حسن عسکر به هنــــگام سخن، منطق بســـی روشن، بیان روشن آسمان را میستایم، كه ابرهایش را زیرانداز گام هایت میسازد اى مولا، یا صاحب الزمان...!



درختان را دوست میدارم؛ كه شاخه هاشان نسیم محبت را با یاد تو معطر و متبرك میكنند.
آب را میپسندم كه روان میشود، تا غبار از قدوم پاك تو برگیرد.
باد را مینوشم؛ كه یاد روحنواز كوى تو را، هدیه مشامم میسازد.
و انتظار را مقدس میشمرم؛ از آن كه هر آدینه، منتظرت مینشینم. هر آدینه، چشم به راه
و گام تو میسپارم و هر آدینه، دلم را سفره ی محبتهاى تو میكنم.
نوازش نگاهت را از ما دریغ مدار،

عاشقان مولا !!!
برای ظهور زباد دعا کنیم
« اللهم عجل لولیک الفرج »

گــر پـرده ز رخ بـاز نــمـاید مهــــدی
از خـلق جـهـان دل بـربـاید مهــــــدی
ای شـیعـه چـنـان مــنتظر مـولـی باش
گـویـی كه هــمـین جـــمعه بیـاید مهـــــدی
مولای مهربان غزل های من!سلام
سمت زلال اشک من ،آقای من!سلام
نامت بلند و اوج نگاهت همیشه سبز
آبی ترین بهانه ی دنیای من!سلام
ما بی حضور چشم تو اینجا غریبه ایم
دستی سری تکان بده آقای من!سلام

بیا تا از سرزمین موج های آشفته
به بستر آرام دریای ایمان برویم
بیا از هستی های سایه گون و تاریک
به سرچشمه ی نور و روشنایی برویم
بیا حجاب آسمان مجاز را بدریم و آنسوی خورشید سفر کنیم
بیا من از قلب کوچک خود یک قایق بادبانی ساخته ام
بیا با هم از این سرزمین هیچ به جایی برویم که در آنجا
دروغ جدایی به راستی وحدت میرسد . . . .